پرنده‌ای که آواز و پرواز خود می‌داند و بس

9 – ساندویچ

سپتامبر 21, 2008 · تا کنون 2 نظر داده شده

نشستم پای کامپیوتر و با بیشترین سر و صدای ممکن ساندویچی را که درست کرده‌ام را می‌جوم ، یک لحظه نگاهم به برادر می‌افتد که معلوم است چند دقیقه‌ای می‌شود این نگاه عاقل اندر سفیه را به سویم نشانه رفته !
خب آدم است دیگر ، گاهی دوست دارد شلخته شلخته ساندویچ بجود ، دنیا که به آخر نمی‌رسد :)

دسته‌ها: Uncategorized

2 جواب تا اینجا

یک نظر بنویسید