صدایی میآید از دور دست های نزدیک قلبم
آهنگش پر تنین و آبی!
وجودش از وجود هر تنهایی
پیامش از جنس هم نوایی
میخواند مرا به نجوا و آرام
با هر تپش ِ نفس میخواند
.
.
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد
پ.ن: این متن (شعر؟) رو 30 آگوست 2007 نوشته بودم ، حال هوای خوشی نداشتم ، دردی داشتم که احساس میکنم دوباره به سراغم آمده .
0 responses تا اینجا
There are no comments yet...Kick things off by filling out the form below.