پرنده‌ای که آواز و پرواز خود می‌داند و بس

ورودی‌های دسته‌بندی شده تحت ‘Uncategorized’

مسمومیت عرفانی

نوامبر 6, 2008 · نوشتن دیدگاه

هر جمله‌ای که میگه اینو میذاره اولش:

به لطف خدا و امام زمان و در سایه سار رهبری رهبر معظم انقلاب و …

اینجور آدم ها یا اکسیژن برای زندگی کم میارن یا اینکه اکسیژن دیگران رو میگیرن

دسته‌ها: Uncategorized

نقطه ته خط

سپتامبر 26, 2008 · ۱ دیدگاه

یک پست برای “نقطه دات نقطه” نوشتم و برای آینده‌ای معلوم ذخیره کردم  .

دسته‌ها: Uncategorized

12 – نجوا

سپتامبر 25, 2008 · نوشتن دیدگاه

صدایی می‌آید از دور دست های نزدیک قلبم
آهنگش پر تنین و آبی!
وجودش از وجود هر تنهایی
پیامش از جنس هم نوایی
می‌خواند مرا به نجوا و آرام
با هر تپش ِ نفس می‌خواند
.
.
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

پ.ن: این متن (شعر؟) رو 30 آگوست 2007 نوشته بودم ، حال هوای خوشی نداشتم ، دردی داشتم که احساس می‌کنم دوباره به سراغم آمده  .

دسته‌ها: Uncategorized

11 – And I can feel it

سپتامبر 24, 2008 · نوشتن دیدگاه

All the darkness turns to sunlight

The  dawnig hits the long night

There’s something in the air

+

دسته‌ها: Uncategorized
برچسب‌ها: ,

10 – آینده ما فرندفیدی‌ها !

سپتامبر 23, 2008 · 2 دیدگاه

از بس نشستیم پای این فرندفید می‌ترسم تا چند سال دیگه پاهامون خشک شن و تِلِپی بیوفتن !

پ.ن: اینایی که گفتم بر اساس نظریه تکامل یا همچین چیزی بود و کاملن علمیه !
پ.ن: فک کن نسل بعد از ما کِشون کِشون خودشو ترانسفر کنه ! :))
پ.ن: یه کلمه خارجکی اومدن که دیگه این حرفا رو نداره ! :)

دسته‌ها: Uncategorized
برچسب‌ها: ,

9 – ساندویچ

سپتامبر 21, 2008 · 2 دیدگاه

نشستم پای کامپیوتر و با بیشترین سر و صدای ممکن ساندویچی را که درست کرده‌ام را می‌جوم ، یک لحظه نگاهم به برادر می‌افتد که معلوم است چند دقیقه‌ای می‌شود این نگاه عاقل اندر سفیه را به سویم نشانه رفته !
خب آدم است دیگر ، گاهی دوست دارد شلخته شلخته ساندویچ بجود ، دنیا که به آخر نمی‌رسد :)

دسته‌ها: Uncategorized

8 – آیا واقعن مسلمان بودن مهم است ؟

سپتامبر 20, 2008 · 5 دیدگاه

گفتار نیک ، پندار نیک ، کردار نیک ، آیا همین‌ها برای انسان بودن بس نیست ؟ نمیخواهم تبلیغ زرتشت را بکنم ، اما برایم سوال شده برای خوب بودن حتمن باید مذهب داشت ؟ حتمن باید خدا داشت ؟

پ.ن: تو را به هر چه که به آن اعتقاد دارید ، یا می‌پرستید و یا برایتان مهم است به اینجانب برچسب نزنید ، سوال کردم ، جواب تقاضا می‌کنم .
پ.ن: پیشنهاد می‌کنم این پست از زهرا را اگر نخوانده‌اید بخوانید ، خوب است :)

دسته‌ها: Uncategorized
برچسب‌ها: ,

7 – رهنمایم باش

سپتامبر 17, 2008 · 3 دیدگاه

تو گر مسلمانی ، ره کافری نشانم ده  .

دسته‌ها: Uncategorized

6 – وسوسه

سپتامبر 17, 2008 · نوشتن دیدگاه

لامذهب این املت از یه فاحشه هم وسوسه کننده‌تره  .

کف‌نوشت: بوی گوجه سرخ کرده میاد به شدت و من در حال دامن از کف دادنم
کف‌نوشت: خدایا امتحانم نکن دیگه :((

دسته‌ها: Uncategorized
برچسب‌ها:

5 – آرزو

سپتامبر 16, 2008 · نوشتن دیدگاه

دیدگانی دارم سرشار از زندگی
دستانی دارم در انتظار بخشیدن نانی به کبوتران
تکه اش می کنم تا همه شان سیر شوند از محبت وجودم
و در دل سپاس می گویم آن دستانی را که نانی به من داد

دسته‌ها: Uncategorized